دیشب باز هم خواب تو را دیدم حیف که همش خواب بود و خواب....
عکس برگرفته شده از وبلاگ:http://mortezaroshan.blogfa.com
و مىگويند اگر راست مىگوييد پس اين وعده [عذاب] كى خواهد بود | وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ | |
جز يك فرياد [مرگبار] را انتظار نخواهند كشيد كه هنگامى كه سرگرم جدالند غافلگيرشان كند | مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ | |
آنگاه نه توانايى وصيتى دارند و نه مىتوانند به سوى كسان خود برگردند | فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ | |
و در صور دميده خواهد شد پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مىآيند |

تو دلم گفتم خدایا ما چقدر گناه تو این دنیا داریم ، خدا یا ما واقعا بی گناهیم خدا یا ما بی گناهیم این همه گناه تو دنیا وجود داره پس چه کنیم؟؟؟خدا یا ما تو را دوست داریم و از این رو بی گناهیم چون خالق ما تو هستی و تو بی گناهی.خدایا اگر موسیقی حرامه،اگه عشق و عاشقی حرامه ، اگر ماهواره حرامه ، اگر علوم انسانی حرامه ، اگر.........پس ما گناه کاریم،خدایا ما را بیامورز من که می دانم هیچ کدام از اینها حرام نیست ولی عده ای به خاطر همین باورها دینشان را عوض کردند پس خدایا مربیان دین اسلام رو با دین واقعی اسلام آشنا کن با ظهور امام عصر.(اللهم صلی علی محمدوآل محمد وعجل لولیک الفرج)
حالا كه شهريور رو شروع كرديم يعني كم كم وارد فصل مورد علاقه من يعني پاييز مي شيم فصلي كه با تمام زيبايي هايش رقيب خوبي براي فصل بهار هست.فصلي كه رنگ به معناي واقعي خود مي رسد روز تولد من اگر يك ماه هم صبر مي كرد ، من تو فصل پاييز به دنيا مي آمدم . از نظر روانشناسان كساني عاشق فصل پاييز هستند كه افسرده و مايوس هستند در حالي كه من مخالف اين نظريه هستم من خودم يكي از طرفداران فصل پاييز هستم در حالي كه هيچ يك از اين نشانه ها رو ندارم پس نظريه ها هميشه هم راست نمي گن. به نظر من فصل پاييز يعني عشق پس كساني عاشق اين فصل هستند كه به معناي واقعي عاشق باشند فرقي نمي كنه عاشق چي يا كي در هر حال عاشقند.پس از العان تا يك ماه به انتظار پاييز مي نشينم تا بيايد.....

واقعا عجب عنوانی داره این وبلاگ من ، بی گناهان!واقعا بی گناهان چه کسانی هستند؟انسان، همه بی گناهند هر کسی می تواند بی گناه باشد چون هیچ موجودی باگناه به دنیا نمی یاید اما عوامل مختلفی در گناه آلود شدن آن وجود دارد یکی از اینها شیطان است ، موجودی که فقط کارش لکه انداختن بر انسان است موجودی که نمی گذارد انسان بی گناه باشد اما باز انسان را می توان موجودی بی گناه دانست چون در خشت ما در سرشت ما حضور و وجود خداوند وجود دارد پس چگونه می توان این سرشت گناه کار باشد این نوشته بهانه ای برای گناهانمان نیست بلکه ابراز بی گناه بودن انسان در اصل است.اصلا گناه چیست؟یکسری کارهایی که خداوند انجامشان را بر ما حرام یا دراصطلاح گناه دانسته است اما چرا؟طبیعطا این گناه بودن برخی چیزها به نفع انسان است چون خداوند که نمی خواهد انسان را آزار دهد ولی ای کاش گناه وجود نداشت ای کاش به راحتی می توانستم بنویسم:انسان موجودی بی گناه است. اما نمی توانم این را ثابت کنم که هیچ انسانی برای مبارزه با خداوند گناه انجام نمی دهد همه ی انسانها به دنبال رضای خداوند هستند . ذکر این نکته نیز ضروری است که ما انسانها نمی توانیم میزان گناهکار بودن همدیگر را نشان دهیم و انسانی را متحم به گناهکار بودن کنیم به همین دلیل است که من می گویم هیچ انسانی گناه کار نیست همه بی گناهیم.امیدوارم خداوند همه را ببخشه.
![]()
از بچه گی همش می گن کار خوب انجام بده تا به بهشت بری . قرآن این کتاب آسمانی ما مسلمانان هم به این نکته اشاره دارد ولی بهشت چه جور جائیه؟ تصور این که بهشت به دور از هرگونه گناهیست ، تصور این که بهشت منزل واقعیه رسول خدا و اهل بیت است ، تصور اینکه در بهشت کافران نماز خوان جایی ندارند ، تصور اینکه بهشت یعنی رسیدن به عشق ، برایمان سخت است . نقاشان و نویسندگان زیادی از بهشت تصور خود را ترسیم کرده و یا بر روی کاغذ نگارده اند اما بهشت نه در کاغذ می گنجد و نه روی بوم. کاش انسان می دانست که خداوند چه منزلی برای بنده اش خلق کرده است منزلی که هرچه بخواهد برایش می آورند هرکه را بخواهد می بیند . توفیق رفتن به بهشت نصیب چه کسانی می شود نصیب کافران نماز خوان که نمی شود (ان شا الله). ما انسان ها آنقدر ظاهر بین هستیم که نا خواسته اسیر اومانیسم شده ایم . اومانیسم ها افراد بی فکری هستند که فقط جسم را می بینند و روح را همواره انکار می کنند. دیدن روح برای جسم مقدور نیست اما این دلیل نمی شود که آن را انکار کنیم ما سند معتبری به اسم قرآن داریم که تمام شبهات را دفع می کند. حال که خداوند چنین منزل جاویدانی را برای بنده گانش آفریده ، آیا ما نباید اطاعتش کنیم آیا نباید از کافران نماز خوان دوری کنیم؟زندگی با کافران نماز خوان دشوار شده ، همین کافران نماز خوان با اهل بیت دشمنی کردند و آنان را به شهادت رساندند همان ابن الملجم نماز خوان بود که علی را به شهادت رساند . ما فقط با نقاشی های ذهنمان از بهشت خاطره می سازیم که امیدوارم منزل ابدی همه ی ما باشد بدون کافران نماز خوان!
این روز ها دیگر نمی بینی که کسی بنشیند و چند تکه چوب را پرستش کند این روزها انسان می داند که خالقی دارد که از رگ های گردن به او نزدیک است ولی دیده نمی شود . بت انسان امروز دیگر سنگ نیست بت انسان امروز پول است شهوت است خودرو و منزل با کلاس است بت انسان امروز فخر است و .... کافران امروز نماز می خوانند روزه می گیرند اما دروغ می گویند اما تهمت می زنند اما بد رفتاری می کنند اما....انسان امروز کافر گذشته نیست کمی مدرن شده ، اما دیگر خدایی را نمی بیند که همیشه با اوست خدا را نمی بیند که از رگ گردن به او نزدیک است خدا را ناظر بر کار های زشتش نمی بیند. نماز می خواند اما برای رفع تکلیف . قرآن در خانه نگه می دارد اما برای خاک خردن روزهای سوگواری بزرگان دین سیاه می پوشد اما برای تظاهر. برای دیده شدن و شنیده شدن روضه می خواند اما نه برای امام حسین(ع). انسان امروز بدنبال منافع خودش است احترامی قائل نیست حد و مرزی نمی شناسد اما نماز می خواند. نمازی که او می خواند اگر نخواند بهتر است اگر نماز بخواند به عمره برود اما دروغ بگوید تهمت بزند و یا غیبت کند کاش اصلا به مکه نرود و نماز نخواند.آری کافران امروز این گونه اند ای کاش ما جزو آنان نباشیم که نماز را برای رفع تکلیف بخوانیم . خدا نگه دارمان باشد
این کارو بکن این کار و نکن . با فلانی نگرد ، فلان جا نرو . با من بحث نکن هرچی می گم بگو چشم ! این ها گوشه هایی از چیزهایی ست که ما از پدر و یا مادر خود در طول زندگی با آنها می شنویم . من مخالف این هستم که امروزه فرزند سالاری بوجود آمده است شاید فرزند سالاری در بعضی از نقاط جهان و یا ایران بروز دهد اما نمی توان آن را همه گیر دانست. نصیحت کردن خوب است اما هر کسی لایق نصیحت کردن نیست . حتی پدر و یا مادر هم نمی توانند زیاد نصیحت کنند . ما انسانها همیشه درگیر مشکلاتی هستیم که خود بوجود آورده ایم پس نباید همدیگر را سرزنش و نصیحت کنیم مثلا فرزند یک خانواده دروغ می گوید و پدرش هم همیشه وی را نصیحت می کند که دروغ نگو تا اینجا درست اما این نصیحت کردن و سرزنش کردن زمانی خراب می شود که خود پدر هم دروغ بگوید شاید اگر از وی بپرسی که پدر شما هم دروغ گفتید در جواب بگوید من فرق می کنم و می دانم کجا باید دروغ گفت و کجا راست . اما من این حرف را اصلا قبول ندارم تجربه ی بزرگ سالان رو هم قبول ندارم اگر واقعا آنها راه را از چاه تشخیص می دهند پس چرا تا خرخره تو مشکلات گیر کرده اند؟ اگر آنها تجربه ی چند ساله ی زندگی خود را به رخ ما جوانان می کشند پس چرا همیشه در حال اشتباه کردن هستن و هیچ وقت نمی پذیرند که اشتباه کرده اند. احترام پدر و مادر واجب ، اما آنها هم باید اصولی و با منطق با مسائل برخورد کنند. اگر پدری با افکار قدیمی در حال بزرگ کردن فرزاندان خودش است باید تفهیم شود که این راه درستی نیست اما کو گوش شنوا......!
دنیا را بد ساخته اند...
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد.
کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است .

